صفحه خانگی » واژگان و اصطلاحات » جملات و عبارت هاي كاربردي و مهم در انگليسي
جملات و عبارت هاي مهم انگليسي

جملات و عبارت هاي كاربردي و مهم در انگليسي

در اين نوشته سعي گرديده تعدادي از جملات و عبارت هاي كاربردي و مهم در انگليسي كه در شبكه هاي تلويزيوني، كانال هاي ماهواره اي، ايستگاه هاي راديويي، فيلم ها،‌ سريال ها و… كه در كشورهاي انگليسي زبان از جمله ايالات متحده،‌ بريتانيا،‌ استراليا، كانادا و …. مورد استفاده قرار ميگيرد،‌ جمع آوري گرديده و در اختيار شما عزيزان قرار گيرد. سعي كنيد در كنار آشنايي با ساختار جملات،‌ آنها را حفظ نماييد و در موقعيت هاي مناسب از آنها استفاده كنيد. يكي از تكنيك هاي خوب و موثر در راستاي تقويت زبان،‌ خصوصا مهارت صحبت كردن (speaking) ، حفظ كردن جملات و عبارت هاي كاربردي و مهم در انگليسي مي باشد كه بنده خود از اين روش بهره هاي فراواني برده ام و به شما نيز اين تمرين را به شدت توصيه مينمايم. فراموش نشود كه قرار نيست معجزه اي در يادگيري زبان رخ دهد، يادگيري و آموزش زبان از هر جا و هر نقطه اي ميتواند آغاز گردد. با آرزوي موفقيت و پيشرفت هاي روز افزون در يادگيري زبان انگليسي براي شما.

  • جملات كاربردي
  • عبارت هاي كاربردي

جملات مهم و كاربردي در انگليسي

I am proud to have you here.

مفتخرم كه شما اينجا تشريف داريد.(خصوصا در راديو و تلويزيون)

Thanks for being in the show.

سپاس از اينكه در برنامه شركت كردين.

Thanks for having me in the show.

سپاس از اينكه من رو به اين برنامه دعوت كردين.

Thanks for hanging in there.

ممنونم از اينكه منتظر من موندين و معطل شدين.

Thank you so much for taking the time.

خيلي ممنونم از وقتي كه در اختيار ما قرار دادين.

Don’t be afraid of it.

از اون كار نترس./ترس به خودت راه نده.

It’s not far from true.

اون از واقعيت دور نيست.

It keeps bothering me.

اون مدام منو اذيت ميكنه.

Thanks for your kind words.

ممنونم از صحبت هاي محبت آميز و پرمهر شما.

How has your week gone?

هفته شما چطور گذشته؟ (هفته اي كه سپري شد)

I wonder If you could give us some information.

از شما ممنون ميشدم اگر ممكن بود كمي به ما اطلاعات ميداديد.

Who will you help?

شما به چه كسي كمك خواهي كرد؟

He is the most corrupt person in our history.

او فاسد ترين شخص در تاريخ ماست.

He was sent back to Vietnam.

او به ويتنام برگردانده شد.

She was stopped by the police.

او توسط پليس متوقف شد/پليس اون رو متوقف كرد.

Thanks for your company.

سپاس از همكاري و همراهي شما.

Stick around…

همين دور و اطراف و نزديكي ها باشيد. (اصطلاح گوينده راديو و تلويزيون)

Stay tuned…

منتظر ادامه برنامه باشيد/در ادامه برنامه همراه ما باشيد. (اصطلاح گوينده راديو يا تلويزيون)

Please go onto my website…

لطفا وارد وبسايت من بشويد…

Feel free to to comment on Facebook.

نظرات خودتون رو براحتي در فيسبوك بفرستيد.

Feel free to decide…

آزادي كه تصميم بگيري… (تصميم با خودته)

If you have comments or questions please let us know…

اگر نظرات يا سوالاتي داشتيد لطفا ما رو در جريان بگذاريد…

If you have comment or question on the show pls email me at “…”.

اگر نظر يا سوالي پيرامون برنامه داشتيد لطفا به آدرس “…” به من ايميل بزنيد.

I run the business but someone else does the work.

من كسب و كار رو اداره ميكنم اما شخص ديگري كارها رو انجام ميده.

We made it into the program.

ما اون رو تو برنامه گذاشتیم. (قرار داديم)

You should copy this image instead of that of the post.

تو باید این عکس رو کپی کنی بجای اونی که داخل پست تلگرام وجود داره..

One of the things of having me tonight is that…

یکی از چیزایی که (دلايلي كه) من امشب اینجام (دعوت شدم) اینه که…

Take a listen to this music….

به اين موزيك گوش بدين…(حالت مودبانه و رسمي)

The way at looking at things is different.

طرز نگاه كردن به چيزها متفاوت هست.

Excuse me, I’m gonna pause you…

ببخشيد، میخوام صحبت شما رو قطع کنم…

No wonder the children are excited, this is the first time they’ve been abroad.

جاي هيچگونه تعجبي نيست كه بچه ها هيجان زده هستند، اين اولين باري هست كه اونها خارج كشور بوده اند.

I was raised Jewish.

من يهودي بزرگ شدم. (در يك خانواده يهودي بزرگ شدم)

My job keeps me that way.

شغل من باعثه که منو اون طوري (اون مدلی) نشون میده.

You are great in helping.

تو در كمك كردن عالي هستي.

Determine how much house you can afford.

تعیین کنید خانه چه قیمتی میتونید بخرید.

To most of us it was a good memory.

برای بیشتر ما اون یک خاطره خوب بود.‌

I was on the train going to London.

من داخل قطار به سمت لندن بودم.

I wanted to see If I could do that job.

من ميخواستم ببينم كه آيا ميتونم اون كار رو انجام بدم (يا خير).

Now my ex-boyfriend has come back into the picture..

الان دوست پسر قبلي من اومده تو ذهنم.

Feed your brain and grow your business…

فكرتون رو قوي كنيد (خوراك بدين) تا بيزينستون (كسب و كارتون) رو رشد بدين.

How does that relate to that subject?

اون چطور به اون موضوع ارتباط پیدا میکنه؟

Some specious may be extinct in the near future.

بعضي گونه هاي جانوري ممكن است در آينده نزديك منقرض شوند.

عبارت هاي مهم و كاربردي در انگليسي

Voice crack.

خروسك.

Audio book.

كتاب صوتي.

Audio visual facilities.

امكانات صمعي بصري. (صوتي تصويري)

Etcetera and etcetera…

غيره و غيره…

To carry memory…

تداعي كردن خاطرات…

Mother land.

سرزمن مادري.

High profit market.

بازار پر سود.

European union

اتحاديه اروپا.

In return…

در عوض…

Left wing president.

رئيس جمهور جناح چپ.

The family of four…

خانواده 4 نفره…

In my eyes…

در نظر من/ در نگاه من..

Anti-government protest.

تظاهرات ضد دولتي.

Anti-corruption protest.

تظاهرات ضد فساد دولتي.

School coordinator.

هماهنگ كننده مدرسه.

Our thoughts ans beliefs.

افكار و اعتقادات ما.

In the lobby of state department…

در تالار ورودی وزارت خارجه.

Lite (light) version of Photoshop.

ورژن ساده ای از فوتوشاپ.

To make interested somebody to something…

شخصي را به كاري علاقمند كردن…

 

بخش نظرات و دیدگاه های شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *